آخرين مطالب

به بهانه روز جهانی ویولن /

موسیقی ایرانی، ویولن یا کمانچه مقالات

موسیقی ایرانی، ویولن یا کمانچه

  بزرگنمايي:

مازندران آنلاین - ساری - حضور ویولن در موسیقی ایرانی از جمله مواردی است که از ابتدای ورود این ساز به کشور تاکنون مورد بحث اهالی این هنر بوده که برخی معتقدند ورود ان اصالت موسیقی ایرانی را مخدوش کرده و برخی دیگر می گویند ویولن باعث صدادهی بهتر در این رشته از هنر شده است.
شماری از هنرمندان موسیقی ایرانی با اعتقاد بر اینکه ورود ویولن در موسیقی ایرانی گذشته از مخدوش کردن موسیقی اصیل کشورمان موجب می شود تا کمانچه به بوته فراموشی سپرده شود، تاکید داشته اند که موسیقی ایرانی صرفا باید با سازهای اصیل ایرانی مانند کمانچه، نی، سنتور، تار، سه تار، تنبک و غیره نواخته شود.
از سوی دیگر ویولن در بدو ورود به ایران به دلیل صدایی شفاف تر و حجیم تر نسبت به کمانچه، به سرعت جای خود را در بین نوازندگان باز کرد و به "کمانچه فرنگی" شهرت یافت. از آن پس بسیاری از نوازندگان کمانچه به ویولن نیز روی آوردند.
به عبارت دیگر افزایش دامنه صدا دهی و دینامیک (قدرت صدا)، برخورداری از اکتاو بیشتر (استفاده بیشتر از نت ها) و قابلیت بیشتر برای جهانی کردن موسیقی ایرانی در ویولن نسبت به کمانچه موجب شد تا رویکرد به این ساز افزایش یابد.
بر همین اساس برخی از موسیقیدانان با تاکید بر استفاده از ویولن در موسیقی ایرانی، اعتقاد دارند که حضور آن در کنار کمانچه بر غنای این ژانر از موسیقی افزوده و سوناریته (صدادهی) آنها به گوش مخاطب خوشایند تر می شود.
ویولن در ایران**
به استناد منابع تاریخی و گفته اغلب پژوهشگران، ویولن در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه و اوایل مظفرالدین شاه قاجار به ایران آورده شد بدین صورت که مظفرالدین شاه در مراجعت از سفر اروپا برای یک دسته ارکستر خود چند ویولن آورد و از مسیو لومر خواست تا این ساز را تعلیم دهد.
اما لومر معلم موزیک نظامی بود و بیشتر به سازهای بادی آشنایی داشت لذا به پیشنهاد او یک معلم ویولن به نام مسیو دووال از فرانسه برای آموزش به هنرجویان استخدام شد. دووال در مدت دو سالی که در ایران بود در کنار رهبری ارکستر زهی، آموزش این ساز را به عهده گرفت و شاگردانی را در مدرسه موزیک دارالفنون تعلیم داد.
رویکرد کمانچه نوازان به نواختن ویولن در بدو ورود آن به ایران بر اساس تکنیک های کمانچه بود و با همان روش این ساز غربی را به هنرجویان تعلیم می دادند تا این که کلنل علینقی وزیری به منظور تحصیل موسیقی به اروپا رفت و روش صحیح نواختن ویولن را هم در آن جا فرا گرفت و در سال 1302شمسی پس از بازگشت به وطن، مدرسه موسیقی خود را با کوله باری از دانش و تجربه بنیان نهاد و آموزش این ساز را به صورت علمی و آکادمیک آغاز کرد.
می توان به جرات گفت که تا پیش از وزیری نت بین اهالی این هنر رایج نبود و حتی نوازندگان صاحب نام ایرانی، موسیقی را به صورت "سینه به سینه" فرا گرفته و از دانش نت و قواعد موسیقی بی بهره بودند لذا توجه و تأکید این هنرمند تحصیل کرده و آگاه به اصول موسیقی، تحولی در نحوه آموزش این هنر و نواختن ساز ها به ویژه ویولن و تار بوجود آورد و با تلاشی خستگی ناپذیر توانست شاگردان بزرگی همچون ابوالحسن صبا و روح الله خالقی را در مکتب خویش پرورش دهد که هریک از آنان در سرنوشت موسیقی کشور تأثیر گذار بوده و فصل جدیدی را در سیر تحول ویولن و نواختن آن در ایران به وجود آوردند.
در سال 1306برای نخستین بار صدای ویولن با تکنوازی صبا با همراهی آواز روح انگیز (بتول عباسی) به بازار آمد. با برخورداری از تکنیک ویولن این هنرمند خیل مشتاقان که از یکسو دلبسته موسیقی ایرانی بودند و از سوی دیگر ظرافت، صدای پرصلابت و دل انگیز آن را در نواختن نغمه های شیرین ایرانی توسط استاد می شنیدند، مفتون صدای این ساز شده و سودای نواختنش را در سرمی پروراندند.
صبا نیز همچون استاد خود با داشتن دغدغه شبانه روزی برای موسیقی و سرنوشت و جایگاه این هنر و همچنین اشاعه صحیح نواختن ویولن، شاگردانی را همچون مهدی خالدی، علی تجویدی، حبیب الله بدیعی، رحمت الله بدیعی، پرویز یاحقی، همایون خرم و اسد الله ملک پرورش داد که هر یک از آنان حاصل زحمات استاد دلسوزشان را به بهترین وجه ممکنه به ثمر رساندند.
از سوی دیگر خالقی که یکی دیگر از بزرگان تاریخ موسیقی محسوب می شود، در آفرینش قطعات دلنشین موسیقی ایرانی و اجرا توسط بهترین نوازندگان موسیقی آن عصر از جمله شاگردان استاد صبا، همت گمارد.
برخی معتقدند که شاگردان مکتب وزیری به وسیله ویولن به اصالت موسیقی ایرانی لطمه وارد کرده و موجب شده اند تا کمانچه به فراموشی سپرده شود. آنان به ویژه سعی در مخدوش کردن استاد خالقی را دارند تا بلکه جایگاه ویولن را در موسیقی ایران خدشه دار کنند.
در حالیکه استاد اصغر بهاری که به تأیید همگان تنها نوازنده باقیمانده کمانچه در آن عصر بود و در جایگاه کنونی این ساز نیز نقش دارد، به تشویق خالقی تغییر ساز داده و از ویولن به کمانچه روی آورد. وی ویولن را نزد استاد رضا محجوبی فرا گرفت و مدت 20 سال به نواختن این ساز پرداخت اما به تشویق وزیری، خالقی، حسین دهلوی و فرامرز پایور دوباره به کمانچه روی آورد و به توصیه آنان در هنرستان در کنار صبا و محجوبی به تدریس این ساز مشغول شد و باز هم به همت همین هنرمندان ارکسترهای سازهای ملی در کشور ایجاد شد که کمانچه در آن از جایگاه ویژه ای برخوردار بود.
به گفته کارشناسان موسیقی بسیاری از آثار بزرگانی چون محمودی خوانساری،قوامی، شجریان، گلچین و در راس آنان صدای مخملین آواز ایران زنده یاد بنان با همراهی استادان ویولن ایران از جمله تجویدی، بدیعی، یاحقی، خرم و... نواخته شد که قابل فراموشی نیست.
بهزاد مقوم ویولنیست مازندرانی می گوید: استادان بزرگ این هنر هرگز کمانچه را از یاد نبرده و همواره به دیده احترام به آن نگریستند که از ان جمله می توان به اسدالله ملک ، استاد رحمت الله بدیعی و حسین یاحقی اشاره کرد.
وی افزود : به یاد آوریم آن زمانکه عده ای دارا بودن مظاهر غربی را در ظواهر زندگی خود، نوعی تمدن دانسته و رویکردبه فرهنگ ایرانی و گوش فرا دادن به موسیقی اصیل میهنمان را عقب افتادگی، املی و مغایر با شور جوانی تلقی می کردند، زنده یاد کامران داروغه در اوج جوانی با تکنوازی کمانچه در رادیو و تلویزیون، چگونه این ساز ملی را بر سر زبان ها انداخته و موجب دلبستگی جوانان به آن شد.
هرمز فرهت موسیقیدان به جایگاه ویولن در موسیقی ایرانی تاکید کرد و می گوید: امروزه به سختی می توان این ساز را بیگانه دانست، زیرا به خوبی با موسیقی ملی مان متناسب و عجین شده است.
وی تعصب در موسیقی را موجب محدود کردن این هنر می داند و افزود: در بسیاری از اجراهای بیاد ماندنی موسیقی ایرانی نه تنها ویولن بلکه ویولا، ویولنسل، کنترباس، پیانو و... در کنار سازهای ملی کشورمان نواخته شد.
نوازندگان ویولن در ایران**
به رغم مشکلات اجتماعی در راستای فعالیت موسیقایی و دشواری نواختن ویولن، این ساز از بدو ورود خود به ایران تا کنون نوازندگان بسیاری را به خود دیده و توسط دستان هنرمندشان به زیبایی نوازش شده است و هر کدام از آنان در احیا و جایگاه این ساز نقش ستودنی دارند که از آن جمله می توان به محمدتقی دانشور، حسام السلطنه (جهانگیر مراد)، حسین اسماعیل زاده، علینقی وزیری، رکن الدین مختاری، حسین هنگ آفرین، ابراهیم آژنگ، شهباز برمکی، رضامحجوبی، ابوالحسن صبا، روح الله خالقی، حسین یاحقی، لطف الله مفخم پایان، مجید وفادار، مهدی خالدی، حبیب الله بدیعی، پرویز یاحقی، رحمت الله بدیعی، علی تجویدی، همایون خرم، محمد میر نقیبی، حسینعلی ملاح، ناصر زرآبادی، عباس شاپوری، شاپور نیاکان، جواد لشکری، بزرگ لشکری، اسد الله ملک، فرهاد فخرالدینی، مجتبی میرزاده و...اشاره کرد.
جایگاه موسیقایی ویولن**
ویولن یکی ازسازهای زهی و آرشه ای و کوچکترین عضو خانواده ویولن ها است. این ساز به دلیل سازگاری با فرهنگ های گوناگون و توانایی در اجرای کلیه فواصل، در میان موسیقی ملل مختلف جای خود را باز کرده و حالت جهانی به خود گرفته است و به جرات می توان گفت که تمام ممالک دنیا برای اجرا و ارائه موسیقیشان از این ساز بهره می گیرند.
وجهه جهانی ویولن و نقش غیر قابل انکار آن چه در تکنوازی چه گروه نوازی به گونه ای است که صاحب نظران آن را سلطان سازها و قلب تپنده ارکستر نامیده اند. ویولن با قابلیت فراوان در میان کلیه سبک ها و دروه های موسیقی ارجحترین ساز میان زهی ها بوده و با میدان صوتی بسیار قوی، درخشان، روشن و با طیف وسیعی از طنین های غنی، زنگدار و آرامشبخش، امکانات گسترده ای را در اختیار ارکستر می گذارد.
این ساز جادویی در ارکسترهای بزرگ همراه با سایر اعضای خانواده اش (ویولا و ویولنسل) بیش از نیمی از تعداد نوازندگان ارکستر را به خود اختصاص می دهد و به همین جهت صاحبنظران از آن به عنوان رکن اصلی و ستون ارکستر یاد می کنند و در میان خانواده خود نیز مهمترین وظیفه را به عهده دارد و از نظر تعداد هم بر آن ها مقدم بوده و افزون تر است.
هر یک از ویولن ها همانند انسان ها دارای شخصیت و کارکتر خاص خود بوده و هرگز دو ویولن دقیقا همانند یکدیگر نیستند و صدا دهیشان به سان اثر انگشتان در عین شباهت، متفاوت است. در هم نوازی ارکسترهای بزرگ ویولن را به دو گروه ویولن اول و ویولن دوم تقسیم می کنند که معمولا ویولن های اول ملودی اصلی و ویولن های دوم هارمونی قطعه را می نوازند.
شایان ذکر است که در اینگونه ارکستر ها نخستین ویولنسیت سمت راست به عنوان "کنسرت مایستر" Concertmaster نامیده می شود که مسئولیت تمامی نوازندگان ویولن آن مجموعه به عهده او بوده و پس از رهبر از بالا ترین جایگاه برخوردار است که انتخاب این سمت از میان نوازندگان ویولن نشان از اهمیت بسیار زیاد، حساسیت بالا و ارجحیت این ساز نسبت به سایر آلات موسیقی دارد.
موسیقیدانان و ویولن**
تمام موسیقیدانان بزرگ در باره جایگاه ویولن در ارکستر های بین المللی متفق القول و هم نظر بوده و از آن به عنوان رکن اساسی موسیقی یاد کرده اند. بتهوون در این باره می گوید: برای اجرای موسیقی اگر ویولن نبود راهی نداشتیم مگر اینکه آن را اختراع کنیم.
بسیاری از آهنگسازان بزرگ جهان نیز معتقدند که ویولن قادر است انواع پاساژهای تند و تزیینی و ماهرانه را بهتر از هر ساز دیگر اجرا کند. از سوی دیگر نداشتن پرده، تراکم نت ها در روی دسته کوتاه و شیوه آرشه کشی از آن، ساز دشواری ساخته به طوریکه بیش از نود در صد هنرجویان این ساز، پس از مدتی دست از آن کشیده و یا به ساز دیگری روی آورده و یا آموختن موسیقی را به طور کل رها می کنند.
پیدایش ویولن**
ویولن سازی است که با گذر زمان پیش رفته، هزاران سال پژوهش و تغییر شکل، آن را از یک زه کشیده در مقابل یک جعبه توخالی، تا شکل فعلی اش تکامل داده است. در مورد زمان پیدایش سازهای زهی آرشه ای و تعیین محلی به عنوان خاستگاه آن ها نمی توان به طور یقین اظهار نظر کرد اما تحقیقات انجام شده حاکی از آن است که این نوع از سازها که اجداد ویولن محسوب می شوند دارای قدمت بسیار طولانی بوده و حتی بعضی از پژوهشگران اعتقاد دارند آن ها برای نخستین بار پنج هزار سال پیش از میلادمسیح در سرزمین هندوستان ساخته شدند.
برخی نیز آفریقا را خاستگاه این سازها می دانند. اما آنچه که از تاریخچه ویولن می توان به استناد نام برد مربوط به کنده کاری ها و نگاره های اروپایی از حدود سال نهصد میلادی معاصر با "لیر" یا "لورا" امپراتوری بیزانس (روم شرقی) است که در آن سازهای زهی آرشه ای به خوبی قابل مشاهده هستند.
یک جغرافیدان ایرانی به نام ابن خورادبی نخستین کسی بود که لیرای قوس دار بیزانسی را به عنوان سازی که همزمان با رباب در امپراتوری های اسلامی آن زمان مورد استفاده قرار می گرفت، به رسمیت شناخت. لیر بیزانسی به غرب اروپا انتشار یافت و در قرون 11 و 12 نویسندگان اروپایی برای توصیف و معرفی این دسته از سازها از اصطلاحات جایگزین مانند فیدل و لیرا استفاده می کردند.
پژوهشگران اعتقاد دارند شمارسازهای زهی که الهام بخش ساخت ویولن فعلی شده بسیار هستند که از آن میان می توان به "ویول"، "لیرا دا براچیو"، "لیرا دا گامبا"، "ویولا دا گامبا"، "ربک"، "رباب"، "فیدل"، "لوت"، "بربط"، " کمانچه" و "قیچک" اشاره کرد.




نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

چشم‌چرانی به اراضی مازندران؛ ممنوع!

نمره منفی برای کمیته های بحران

برای چهل سالگی انقلاب چه کرده اید؟

گردشگری با طعم فقر امکانات در منطقه نمونه ساحلی

روستا؛ منبع اساسی آغاز یک توسعه پایدار/ نگرش خود به روستا را تغییر دهیم

درباره حادثه پل سفید

سیل‌گیر!؟

دردمان از نشنیدن نیست؛ گوش شنوایی نیست

مادران انتظار؛ 35 سال چشم به راه علیرضا

گردشگری در مازندران؛ از "عمل" تا "عنوان‌زدگی"

ثبت 68 آیین معنوی مازندران/ از « گهره بندی» تا «مشال پلیته»

داغ بردل نشسته «خزر»/ سوگواره دریا پایان ندارد

ضریحی که ندیده ساخته شد/ عشق به امام حسین (ع) درقاب هنر

حکایت تلخ "درس خواندن" و "کمر شکستن"

کرب زنی؛ آئینی برای همنوایی با امام حسین (ع)

هجوم "خوران"به جنگل های یتیم شمال به بهانه گردشگری!

"نُکرس" زیبایی مطلق در دل ستبر کوهستان

"کم‌آبیاری بخشی ریشه" راهکاری علمی برای سازگاری با شرایط خشکی

افزایش حباب سن ازدواج در جامعه امروزی/ استقلال مالی؛ دختران را ازدواج گریز کرده است!

گردشگری با طعم جهادی

کلیدهای طلایی رفتار با نوجوانان

محورهای مواصلاتی مازندران جولانگاه عزرائیل!

تلف شدن ماهیان رودخانه فریدونکنار در تداوم تناقض‌گویی مسئولان/ مشکلات زیست محیطی که سلامت مردم را نشانه گرفته است

«خوتکا» پیشمرگ پرندگان مهاجر شد/ مهمان‌کشی ممنوع

سناریوی نرخ ارز و جولان قیمت ها در بازار مصرفی

پلاستیک؛ هیولایی که سلامتی را می بلعد

دست برنجکاران مازنی زیر سنگ شالیکوبی داران

باران به داد میانکاله رسید/آتشی که زمین خواران برافروختند

"الیت"؛ مدفن یک تمدن تاریخی

ارزمون شکارچیان درگذشت

معدن‌کاری لرزه برجان ولشت انداخت/ مرگ بهشت نزدیک است

شیرمادر؛ بهترین گزینه برای تغذیه کودکان شیرخوار

این همه تبلیغات بنر در ساری برای یک سالگرد

سرریز جاذبه های گردشگری در مسیر راه آهن شمال

خطر تکرار فاجعه در بافت های ناایمن/ تهدید جان 400 هزار مازنی

ضرورت تهیه « نقشه خطر» در ساری

مازندران در انتظار انفجار جمعیت/ «جنگل‌نشینی» پدیده در حال وقوع در مازندران

جای خالی متخصصان در معادن ناایمن مازندران

نسخ کشی از سفره های زیرزمینی مازندران برای کشت دوم برنج

مهمان کُشی خزر/ غریق نجات متولی می خواهد

آش چنان سوخت بال و پرت را...

آتشی که به جان و قلب ساری افتاد/ اندوه مردم از تخریب میراث شهر

دود شدن صدها تن کاه و کلش در کشتزارهای مازندران

جان،بهای حریم در برابر سلاخان انسان

ریزگردهای معدنکاری در دماوند/ «دیوسفید» ناآرام است

سه قرن چشم انتظار برندسازی؛ فرش از دار رفت

دماوند ؛ کوه اسرار اساطیر کهن

گرم ترین روز سال در مازندران رقم خورد/ گرما بلای جان جنگل

جنگل های شمال لقمه ای چرب برای مافیای چوب/طرح "تنفس" جنگل خواری را تشدید می کند

بازار مسکن مازندران در باتلاق رکود