پیام مازند

آخرين مطالب

این من بودم که... مقالات

این من بودم که...

  بزرگنمايي:

پیام مازند - ساری - روزنامه بشیر در شماره روز شنبه خود با انتشار یادداشتی با عنوان " این من بودم که... " ، از ادعای نمایندگان مجلس در تامین بودجه و امکانات برای حوزه های انتخابیه خود انتقاد کرد.
بشیر نوشت: هر ازگاهی می شنویم که با درخواست و یا پیگیری فلان نماینده مجلس شورای اسلامی فلان مبلغ و یا فلان پروژه عمرانی و یا فلان تجهیزات علمی و آموزشی از سوی فلان وزارتخانه به فلان شهرستان اختصاص یافت.(نمی دانم این واژه فلان را کدام شیرپاک خورده ای ابداع کرد).
این درحالی است که درهیچیک از قوانین موجود، نماینده مجلس مسئول تامین بودجه برای دستگاه اجرایی حوزه انتخابیه خویش نیست.
همان گونه که قانون اساسی صراحت دارد نمایندگان مجلس دو وظیفه قانون گذاری و نظارت برحسن اجرای آن را دارند، اما ازآنجا که پس از گذشت چهاردهه از عمر جمهوری اسلامی هنوز یادنگرفته ایم بر مدار قانون حرکت کنیم، همه در کار و وظیفه هم دخالت می کنیم.
نمایندگان وظیفه مسئولین اجرایی را انجام می دهند و به جای قانون گذاری و نظارت برآن دنبال امکانات و بودجه و... برای دستگاههای اجرایی می روند و به همین دلیل درحوزه های انتخابیه ملاک و معیار یک نماینده مطلوب میزان نفوذ و قدرت چانه زنی و لابی گری اش در دولت محسوب می شود.
وزرا و سایر مسئولین اجرایی کشور هم که علاقه ای ندارند به واسطه اخم و لج بازی نماینده ای جایگاهشان به خطر افتد، درخواست ها و دستورات نمایندگان را بی پاسخ نمی گذارند و به مصداق این سروده سعدی علیه الرحمه:
دردبیمار نپرسند به شهر تو طبیبان
کس در این شهر ندارد سر تیمار غریبان
کاری ندارند که نیاز فلان شهر و روستا چیست، فقط می خواهند دل نماینده را به دست آورند. درچنین شرایطی اگر نماینده بگوید فرودگاه می خواهم یا منطقه آزاد، دانشگاه می خواهم یا ورزشگاه، پالایشگاه می خواهم یا کشتارگاه جناب وزیر یا رئیس سازمان هم بدون توجه به نیاز و ظرفیت منطقه و یا آمایش سرزمینی دستور اقدام صادر می کند.(بی جهت نیست که بیش از 5500پروژه نیمه تمام درمازندران به حال خود رها شده اند) و جناب نماینده این دستور را در بوق و کرنا که ایهاالناس من آنم که رستم بود پهلوان!
و اما، درخبرها خواندیم که با درخواست نمایندگان مردم حوزه انتخابیه بابل و قائمشهر از وزیر بهداشت و درمان سه دستگاه آمبولانس به بابل و 2 دستگاه به قائم شهر اختصاص یافت(حال بماند که چرا وزیر محترم به درخواستهای احتمالی دانشگاههای علوم پزشکی بابل و مازندران در این مورد پاسخ مثبت نداد؟).
دست جناب وزیر درد نکند که برای تسهیل در کمک رسانی به مصدومان حوادث جاده ای مازندران که سالانه بیش از 600کشته می گیرد قدم برداشتند. خدا خیرشان بدهد.
اما نکته اینجاست که چهار نماینده این دوحوزه انتخابیه به جان هم افتادند که: اول من بودم که به وزیر نامه نوشتم آن یکی نقشی نداشت!
به دنبال آن طرفداران این نمایندگان در فضای مجازی صف آرایی کرده و در له و علیه همدیگر داد سخن می دهند.
این نمایندگان عزیز اگر در این عمل خداپسندانه با خدا معامله کرده اند که حتما پاداش اخروی آن را از خالق هستی خواهند گرفت. اما اگر به دنبال پاداش دنیوی از مردم حوزه های انتخابیه خویش هستند آن را هم بواسطه خدمت صادقانه شان خواهند گرفت.
این یقه درانی ها و صدور بیانیه و... برای چیست؟ راستی از مشکلات مردم 2حوزه بزرگ انتخابیه بابل و قائمشهر با خبرید؟ می دانید کارخانجات و کارگاههای شهرک های صنعتی رجه و بابلکنار، شورمست، سنگتاب، بشل و جویبار در چه شرایطی قرار دارند و با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم می کنند؟
آیا از وضعیت هنرمندان و ورزشکاران و زنان و... این شهرها با خبرید؟ چرا به وظیفه نظارتی خویش در قبال کم کاری وزرا عمل نمی کنید؟
آوردن دو سه دستگاه آمبولانس که این همه جنجال ندارد. بهترنیست کنار هم باشید و به مردم خدمت کنید؟
 





نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

این جاده‌ها به مقصد نمی‌رسند

طرح مازندران پاک در کش‌وقوس برداشت‌های اداری

چرا برخی از کودکان لکنت زبان می گیرند؟

غرق شدن در گرداب فضای مجازی به چه قیمتی؟!

خانه به دوشی بیماران ام اس/ سالانه 40 بیمار در آمل افزوده می شود

جای خالی تدبیر و مسئولیت در گردشگری های نوپدید مازندران

میراث خواران ، چابکتر از میراث داران

مشکل سوخت کشاورزی در بهشهر ؛ از کندی ثبت سامانه تا چاههای غیرمجاز

ساخت و سازهای افسار گسیخته در روستاهای رامسر، عامل توسعه یا نابودی؟

همیشه رد پای یک دوست در میان است!

هنجارشکنی در سد لفور تا بازداشت عاملین نابهنجاری

تور زیرزمینی در اعماق معدن/از دنیای رنگارنگ جنگل‌ تا جهان معادن

سایه بختک حاشیه نشینی بر سر نوشهر/ جلوی سیل مهاجرت را بگیرید!

مهارت در گوش دادن؛ راهکاری موثر برای برقراری ارتباطات با دیگران

موجی نو از سد معبرها؛ انتخاب سلیقه ای جمع آوری معابر عمومی در تنکابن!

فشار خون ، قاتل خاموش اما قابل کنترل

نشان یونسکو بر پیشانی هنرهای سنتی/ گلیمچه جهانی زیر پای دلالان

سرریز فاضلاب ها و مساله شنا در دریای خزر

کتب درسی و محیط زیستی که نیست

حال ناخوش واحدهای تولیدی در سوادکوه/ کارگرانی که بیکار شدند

دوران نوجوانی دختران چگونه می گذرد؟

توقف قطار گردشگری مازندران در ایستگاه مخالفت‌ها

هویت مازندران در محاصره حفر چاه های غیر مجاز/ گنجی در کار نیست

اعتیاد و عوامل موثر در آن

نوای «الغوث الغوث »در دیار علویان پیچید

امواج کشنده خزر در مسیر رام شدن

آزادی به شرط گلریزان/ نیازمندانی که یاری خیران را می طلبند

گنحینه هایی غریب در سپهر گردشگری مازندران

زنان در پی اثبات خود در دنیای مردانه؟!

دامداری صنعتی مهمان ناخوانده روستای توبن!

قطع سالانه 50 هزار اصله درخت در مازندران/متهم تراشی جالب یک شورا

بودجه فرهنگی دانشگاه ها یا وعده های سرخرمن؟!

جای خالی بهار نارنج در سپهر گردشگری مازندران

خزر؛ فاضلاب شده است؟!

سر چشمه احساس ناامنی اجتماعی زنان در جامعه کجاست؟

نقش حجاب در امنیت و آرامش روانی

دام هایی که می گویند هست اما نیست!

زخمِ نگرش های غلط بر پیکر بیماران خاص

بازگشت خاموش برندهای تقلبی خارجی به مازندران

کارگران مشغول کار نیستند/ زخم «خصولتی» بر اندام نساجی و خزر خز

همیشه پای یک انسان در میان است

«ورف چال»؛ تجربه 600 ساله مدیریت روستایی

بلوغ شورا، شاید وقتی دیگر

جنب و جوش آبزی پروری مازندران در سیلاب بهاری

سیل، سیل است چه فرقی می‌کند...

پرواز دوباره زنبورداری ییلاقی در مازندران از خاکستر سیل

جادوی رنگ ها در « مرداب هسل»

مزرعه ای هزاررنگ در اتاق چندمتری/ جشنواره صیفی جات در تنکابن

سدهای مازندران نمی شکند/ سرریز شدن سدها و پایان خشکی تالاب

مجمه وری ؛ جشن متفاوت برای میلاد عدالت