پیام مازند

آخرين مطالب

دکانی به نام پاچه خواری مقالات

دکانی به نام پاچه خواری

  بزرگنمايي:

پیام مازند - ساری- پایگاه خبری " مازندنومه " روز سه شنبه در یادداشتی با عنوان " دکانی به نام پاچه خواری " از روش بعضی رسانه های مازندران در تعریف و تمجید از مدیران به عنوان مصداقی از این کار یاد و انتقاد کرد.
لطف الله آجدانی، تاریخ‌نگار و پژوهشگر در این یادداشت نوشت: واژه پاچه خواری به مفهوم پاچه خوردن که از آن به پاچه خاری به مفهوم خاراندن پاچه کسی نیز یاد شده است، مفهوم متوسعی است که در فرهنگ های لغت به معنای تملق گویی، چاپلوسی و تعریف نابجا و آلوده به دروغ و تحریف یاد شده و پدیده و سبک زندگی کثیف و انگلی در میان بعضی ها برای رسیدن به مقاصد نامشروع کسب یا حفظ و یا ارتقای مقام یا منافع مادی ناشی از آن است.
پاچه خواری در تاریخ و فرهنگ ایران زمین از ریشه های کهن برخوردار و در ادوار و مقاطع مختلف تاریخی، در اشکال وسطوح و درجات مختلف و متفاوتی در میان بعضی ها بازتولید شده و همچنان رایج است.
از دیرباز کاتبان درباری و شاعران بسیاری با تملق و چاپلوسی در مدح پادشاهان و بزرگان و صاحبان کانون های قدرت و ثروت و در ذم مخالفانشان می نوشتند و می سرودند و در قبال پاچه خواری و پاچه خاری خود زر و سیم، به رسم صله و پاداش خوش خدمتی خود می ستاندند. بسیاری از دیوانیان و درباریان نوکر صفت نیز با پاچه خواری و پاچه خاری سلطان، در پی گرفتن مزد نوکر صفتی خود به دریافت زر و سیم یا حفظ مقام یا ارتقای آن، چشم امید داشتند.
پاچه خواری و پاچه خواران تا بدانجا پیش می رفتند که پادشاهانی را که به بی تدبیری و بی کفایتی شان، ایران به دست تاراج و تجزیه سپرده می شد، به لطف پاچه خواری و پاچه خاری خود، قبله عالم و سلطان سلاطین و شاه شاهان و سلطان هفت اقلیم که آسمان و زمین از کفایتشان انگشت حیرت به دهان نهاده است می خواندند و می نمایاندند و در پاداش دروغگویی های خود، جاه و مال می ستاندند.
نمونه های فراوانی از سبک زندگی انگلی پاچه خواری و پاچه خواری را می توان در بعضی از منابع تاریخی و به ویژه مشاهدات و خاطرات بسیاری از سفرنامه نویسان خارجی و بعضی از منابع دیگر در ادوار مختلف تاریخی ایران به روشنی دید. از این جمله است خاطرات و مشاهدات شاردن -سیاح معروف عصر صفوی- که نوشته است :«روزی شاه عباس در مجلس ضیافتی با حضور درباریان و بزرگان، در نهان به خدمتکاران خود دستور داد سر قلیان ها را به جای تنباکو از سرگین خشک اسب پر ساخته و به دست هر یک از حضار قلیانی بدهند. پس از آن که درباریان مشغول پک زدن به قلیان ها شدند، شاه عباس به دروغ به آنان گفت که این تنباکو را حاکم همدان برای من فرستاده است و بهتر از این تنباکو در هیچ جا پیدا نمی شود. سپس همگی با لحنی چاپلوسانه تصدیق کردند که ای پادشاه کبیر، این تنباکو فوق العاده خوب است و در جهان بهتر از آن پیدا نمی شود».!
امروزه نیز فرهنگ و سبک زندگی انگلی پاچه خواری و پاچه خاری و پاچه مالی و منافع نامشروع مترتب بر آن برای پاچه خواران و پاچه خاران و پاچه مالان در لایه های مختلف سیاسی، اداری، اجتماعی، فرهنگی و هنری، چهره خود را در میان بعضی از نویسندگان، شاعران، هنرمندان، اهالی رسانه و برخی مدیران سطوح مختلف اداری و حتی بعضی از مجریان مراسم و همایش ها به وضوح به نمایش می گذارد.
از این جمله اند، بعضی از مدعیان خبرنگاری در بعضی از رسانه هایی که به جای تنویر افکار عمومی و تبیین و تشویق مسوولان با مسوولیت و نقد مسوولان بی مسوولیت، صداقت و شجاعت نقد و شرافت قلم و شرافت خود را به کانون های قدرت و ثروت می فروشند و پاچه خوارانه و پاچه خارانه و پاچه مالانه از تشنگان قدرت با طمع و طعم جاه و مال، پهلوان و قهرمان می سازند و برای شان عناوین و القاب می تراشند و می فروشند.
فلان مدیری را که به بی تدبیری و ناتوانی اش فرمان از دست رفته است، مدیر نمونه می دانندش و فلان مدیری را بی آن که استحقاقش را داشته باشد امیر سازندگی اش می خوانند و فلان مدیر مدعی حمایت از فرهنگ و هنر را که در کارنامه عملکرد خود هیچ دستاورد و سرمایه درخشانی در خدمت به فرهنگ‌ و هنر ندارد و امیر صغیر فرهنگ و هنر هم نیست، دست و دلبازانه، امیر کبیر فرهنگ و هنر می نامندش!
نفوذ پاچه خواری و پاچه خاری و پاچه مالی، امروزه حتی تا سطوح پایینی چون اجرای مراسم و همایش ها و برگزاری کنسرت ها و در میان بعضی از مجریان نیز گسترده شده است. مجریانی که همایش ها را با پاچه خواری و پاچه خاری و پاچه مالی خود برای فلان مدیر و فلان شهردار و فلان عضو شورا و فلان شخص و فلان مقام که برایش منافعی داشته باشد، به نمایش تبدیل می کنند و به نام تجلیل از هنرمندان و فرهیختگان و بانوان و دانش آموزان و معلمان برتر و مخترعان و کارآفرینان و انجمن ها و مراکز خیریه و حمایت از معلولان، اما به کام کانون های قدرت، چاپلوسانه از کانون های قدرت به ویژه در آستانه رقابت ها در انتصابات و انتخابات تجلیل می کنند و در وصف شان می نوازند و می سرایند و می رقصند و از حضار کف می گیرند تا شاید هم زمینه های پیروزی شان را در رقابت های انتصابات و انتخابات پیش روی فراهم آورند و هم در بازار داغ پاچه خواری و‌ پاچه خاری و پاچه مالی که همراه با لمپنیسم و لمپن ها، دو ابزار مهم پوپولیست های کانون قدرت به شمار می آیند، به قدر رفع تشنگی و‌گرسنگی خود برای رسیدن به مقصد جاه و مال، و در ازای میزان خم شدن خود در برابر کانون های قدرت و ثروت، صله ای و پاداشی از آنانی که پاچه هایشان را می خورند و می مالند و می خارند، بستانند.
راست گفته اند که تشنگان و گرسنگانی که زیست بوم شان فرهنگ و رفتار پاچه خواری و پاچه خاری و پاچه مالی است، تنها مهارت و هنرشان در این سبک از زندگی، چاپلوسی و نوکر صفتی است و دیگر هیچ. انگاری که با این صفت ناف شان را بریده اند و متولد شده اند و گوئیا آمده اند تا با همین صفت زندگی کنند و بمیرند.!
1654





نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

میراث خواران ، چابکتر از میراث داران

مشکل سوخت کشاورزی در بهشهر ؛ از کندی ثبت سامانه تا چاههای غیرمجاز

ساخت و سازهای افسار گسیخته در روستاهای رامسر، عامل توسعه یا نابودی؟

همیشه رد پای یک دوست در میان است!

هنجارشکنی در سد لفور تا بازداشت عاملین نابهنجاری

تور زیرزمینی در اعماق معدن/از دنیای رنگارنگ جنگل‌ تا جهان معادن

سایه بختک حاشیه نشینی بر سر نوشهر/ جلوی سیل مهاجرت را بگیرید!

مهارت در گوش دادن؛ راهکاری موثر برای برقراری ارتباطات با دیگران

موجی نو از سد معبرها؛ انتخاب سلیقه ای جمع آوری معابر عمومی در تنکابن!

فشار خون ، قاتل خاموش اما قابل کنترل

نشان یونسکو بر پیشانی هنرهای سنتی/ گلیمچه جهانی زیر پای دلالان

سرریز فاضلاب ها و مساله شنا در دریای خزر

کتب درسی و محیط زیستی که نیست

حال ناخوش واحدهای تولیدی در سوادکوه/ کارگرانی که بیکار شدند

دوران نوجوانی دختران چگونه می گذرد؟

توقف قطار گردشگری مازندران در ایستگاه مخالفت‌ها

هویت مازندران در محاصره حفر چاه های غیر مجاز/ گنجی در کار نیست

اعتیاد و عوامل موثر در آن

نوای «الغوث الغوث »در دیار علویان پیچید

امواج کشنده خزر در مسیر رام شدن

آزادی به شرط گلریزان/ نیازمندانی که یاری خیران را می طلبند

گنحینه هایی غریب در سپهر گردشگری مازندران

زنان در پی اثبات خود در دنیای مردانه؟!

دامداری صنعتی مهمان ناخوانده روستای توبن!

قطع سالانه 50 هزار اصله درخت در مازندران/متهم تراشی جالب یک شورا

بودجه فرهنگی دانشگاه ها یا وعده های سرخرمن؟!

جای خالی بهار نارنج در سپهر گردشگری مازندران

خزر؛ فاضلاب شده است؟!

سر چشمه احساس ناامنی اجتماعی زنان در جامعه کجاست؟

نقش حجاب در امنیت و آرامش روانی

دام هایی که می گویند هست اما نیست!

زخمِ نگرش های غلط بر پیکر بیماران خاص

بازگشت خاموش برندهای تقلبی خارجی به مازندران

کارگران مشغول کار نیستند/ زخم «خصولتی» بر اندام نساجی و خزر خز

همیشه پای یک انسان در میان است

«ورف چال»؛ تجربه 600 ساله مدیریت روستایی

بلوغ شورا، شاید وقتی دیگر

جنب و جوش آبزی پروری مازندران در سیلاب بهاری

سیل، سیل است چه فرقی می‌کند...

پرواز دوباره زنبورداری ییلاقی در مازندران از خاکستر سیل

جادوی رنگ ها در « مرداب هسل»

مزرعه ای هزاررنگ در اتاق چندمتری/ جشنواره صیفی جات در تنکابن

سدهای مازندران نمی شکند/ سرریز شدن سدها و پایان خشکی تالاب

مجمه وری ؛ جشن متفاوت برای میلاد عدالت

دعا سپری محکم در برابر سیل مشکلات

ضرورت شناسایی کانون های بحرانی سیل در غرب مازندران

لحاف دوزی؛ گم شده در لابه‌لای مدرنیته

پیش بینی افزایش 70 درصدی تولید گندم در مازندران

بازگشت آرامش با اما و اگرها به جاده های مازندران

متهم ردیف اول سیل مازندران کیست؟