پیام مازند

آخرين مطالب

اینجا جان می دهد برای لایو اینستاگرام! مقالات

اینجا جان می دهد برای لایو اینستاگرام!

  بزرگنمايي:

پیام مازند- ساعت 5 صبح جمعه است، باید آماده شوم، قرار است امروز همراه دو نفر از دوستانم به فلکده برویم، آبگرم فلکده، آبگرمی که زیر یک سنگ بزرگ وسط جنگل جوشیده و جالب اینجاست که می گویند بو نداشته و خوردنی هم هست!

کوله بارم را برمی دارم، دوربین عکاسی هم برداشتم، اصلا شاید بتوانم یک گزارش هم از این مکان بنویسم، مثلا معرفی یک مکان گردشگری.

فلکده روستایی در جنگل های دوهزار تنکابن در استان مازندران است که به خاطر آبگرمی که در دل جنگل و در زیر کلاهک صخره ای آن قرار ‏دارد، مشهور شده است.‏ چشمه آبگرم معدنی فلکده، علاوه بر آن که در دل جنگل لذت وصف ناپذیری را به دوست داران طبیعت می‌بخشد، به دلیل ‏برخورداری از خواص درمانی، برای بیماری هایی همچون دردهای مفصلی و نظیر آن نیز بسیار مناسب است.‏

ساعت 6 صبح جمعه است، احمد و سعید با سیمایی بشاش در ماشین آفرودشان جلوی خانه می ایستند، "آماده ای؟" احمد پشت فرمان می گوید، سری به نشانه رضایت تکان می دهم اما در دل تمایلی به ترک خواب در ابتدای صبح جمعه نداشتم.

راهی جاده دوهزار می شویم، مسیر جنگلی دو هزار دیگر برای کمتر کسی در کشور ناآشناست، آبگرم فلکده در روستایی به همین نام در منطقه "لِیره سر" در فاصله 33 کیلومتری جنوب شرقی تنکابن قرار دارد که مسیر آن از سه راهی "خرم آباد" در داخل ‏شهر تنکابن و قبل از پل چشمه کیله آغاز می شود و پس از عبور از شهر خرم آباد و رسیدن به دو راهی سه هزار و لیره سر، با ‏طی کردن جاده خاکی، به آب گرم روستای فلکده می رسیم.‏ اینها را دیشب از اینترنت سرچ کردم.

جاده جنگلی دوهزار در صبح جمعه بسیار خلوت است، چرتم گرفته اما زیبایی مناظر جاده ناچارم می کند که عکاسی کنم. به 2 راهی جاده سه هزار رسیدیم و اکنون باید مسیرمان را تغییر دهیم. از روی پل معروف سه هزار رد می شویم و به سمت روستای لیره سر ادامه مسیر می دهیم. انتهای مسیر روستای لیره سر به ایست بازرسی جنگلبانی می رسیم. جنگلبان سعید را می شناسد و به ما اجازه عبور می دهد.

از سعید می پرسم: "اگر یک مسافر معمولی بیاید هم به او اجازه عبور می دهند؟" سعید می گوید: "آره بابا" و ادامه می دهد: "کلی گردشگر هرسال اینجا میان اما تا یه جایی با ماشین میشه رفت بقیش جاده خرابه". چه خوب که ماشین ما آفرود است.

مناظر جنگلی بی نظیری پیش روی‌مان قرار دارد اما تکان های ماشین اجازه عکاسی را به من نمی دهد. سعید پیشنهاد می دهد وسط جنگل صبحانه بخوریم که هنوز حرفش تمام نشده احمد ماشین را زیر یک درخت پارک میکند.

ساعت 8 صبح جمعه است، صبحانه که تمام می شود من گرم عکاسی می شوم، سعید می گوید: "چه استوری هایی بزارم من امشب" احمد می خندد و می گوید: "حیف که آنتن نداریم وگرنه اینجا جون میده واسه لایو".

 مشغول عکاسی هستم که صدای روشن شدن ماشین و بوق های احمد دوباره مجبورم می کند دوربین را خاموش کنم. "بپر بریم دیر شد پسر" سعید صدایم می زند.

اگر ماشین مناسب نداشته باشید باید خودروی خود را کنار ایستگاه جنگلبانی پارک کنید و دو ساعت پیاده روی در دل جنگل را پذیرا باشید تا به آبگرم برسید. مسافتی معادل 7 کیلومتر شاید.

پایان جاده جنگلی به استخر پرورش ماهی می رسیم. سمت چپ جاده ای است که به چند کلبه چوبی برای اسکان موقت ختم می شود. سعید آرام می گوید: "رسیدیم". "وسایل رو بردارین که چند متری باید پیاده گز کنین" احمد می گوید.

منم وسایلم را برداشته و به سمت مسیر شیب داری که به عمق جنگل می رود به راه می افتیم. پس از طی تقریبا 100 متر یک پلاستیک و پارچه آبی رنگ خودنمایی می کند.

حدود 50 متر منتهی به آبگرم شیب تندی دارد ولی بالاخره رسیدیم، بله آبگرم در سمت چپ ما قرار گرفته است. آن پلاستیک و پارچه ها هم برای رخت کن و جلوگیری از سرماست، حوضچه ای برایش ساختتند اما کاملا پیداست خیلی مهجور و مغفول مانده. در دلم می گویم: "اگر این مثلا توی یک کشور دیگه بود هم اینقدر تنها می ماند".

ساعت 9 صبح است. احمد و سعید در آن هوای سرد لباس ها را کنده و میخواهند تنی به آب بزنند که من مانعشان می شوم. "بگذارید چندتا عکس بگیرم بعد برید آبتنی". عکس برداریم تمام نشده که بچه ها وارد چشمه می شوند.

بخار گرمی که برخواسته کاملا گرمای آب را نشان می دهد. واقعا عجیب است. هیچ بویی به مشامم نمی رسد. سعید کمی از آب را خورده و میگوید: "بخور دواست ها". من آنها را تنها می گذارم. تا دوستان مشغول آبتنی هستند فرصت را غنیمت شمرده و چند عکس خوب از جنگل می گیرم.

خوشبختانه جنگل اینجا هنوز چون بسیاری ‏از مناطق شمال کشور دستخوش آلودگی های انسانی نشده است، جنگلهای بکر و مناسب برای گردشگری. در فصول بهار و پاییز در کنار تنوع رنگها و عطرها، شاید بهترین موقع برای سفر به این منطقه باشد.

این آب گرم به دلیل قرار گرفتن کنار رودخانه لیره سر، یک چشمه آب سرد نیز دارد که خوراکی است. جالب است، هم آب گرم خوراکی و هم آب خنک گوارا. به یاد استخرهای مدرن و سونا و جکوزی افتادم که آب گرم و سرد در کنار یکدیگر برای مشتریان فراهم است. حوضچه آبگرم در حدی است که حدود  10 نفر می توانند در آب غوطه ور شوند.‏ دوربین را خاموش می کنم تا تنی به آب بزنم.

چشمه آب گرم فلکده با درجه حرارت متوسط، در کنار رودخانه لیره سر قرار گرفته است و از مهم‌ترین مزایای آن می‌توان به عدم وجود ‏گوگرد در آب آن اشاره کرد. بدین ترتیب می‌توان از آب این چشمه به‌ راحتی برای شنا و آشامیدن استفاده کرد. وجود املاح معدنی ‏نیز برای دردهای مفصلی، روماتیسمی و افراد مسن مفید است. همچنین مناظر زیبا و خیره‌ کننده این منطقه از دیگر ویژگی‌های ‏جالب و مورد توجه آن محسوب می‌شوند.‏

نداشتن گوگرد، نبود بوی نامطبوع و آشامیدنی بودن آب، از ویژگی های منحصر به فرد چشمه آبگرم معدنی فلکده به شمار می ‏رود.‏ روستای فلکده نیز دارای آب و هوای خنک و کوهپایه‌ایی و در فصول گرم سال بسیار مطبوع است.‏ بهره مندی از جنگل های انبوه و کوه های ‏پوشیده از درخت در اطراف آن، مکان بسیار جالبی را برای اجرای تور و گروه های مختلف توریستی فراهم کرده است.‏

مسیر بازگشت را نفهمیدم چطور پشت سر گذاشتیم. آبتنی در آبگرم دوباره خواب را مهمان چشمانم کرد. کمتر خاطره ای از مسیر برگشت در ذهن دارم. بالاخره به خانه رسیدیم. احمد و سعید خداحافظی کرده و من در فکر اینم که چگونه گزارشم را بنویسم. چند پاراگراف در ذهن دارم و اگر بخواهم بنویسم اینگونه خواهم نوشت:

تصورش را بکنید در بهار، یک روز پس از طراوت هوا و جنگل باران خورده، به نقطه ای از بهشت در دل جنگلهای ‏دوهزار و سه هزار تنکابن بروید، نسیم و خنکهای هوا تا عمق جسم و روحتان نفوذ کرده و شما را آماده می کند تا پس از گذشتن از ‏یک جاده جنگلی زیبا، رویایی و مفرح با درختان بلوط و افرا، سرو و کاج و گیاهان سرسبزی همراه با صدای گوشنواز پرندگان و ‏رودخانه به آبگرم فلکده برسید و از بابت این همه زیبایی و تنوع و رنگ و طراوت، سپاس خالق را به جای ‏آورید.‏

تجربه پیاده روی و آبتنی در حوضچه آبگرمی که هیچ بوی گوگردی ندارد، قابل شرب و سرشار از املاح و مواد معدنی غنی است و در زیر یک کوه سبز که سقف آن را یک سنگ بزرگ به صورت ‏قارچ پوشش داده، و همچنین لذت سیراب شدن از چشمه ها و آبشارهای کوچک خنک مسیر، هیجان وصف ناپذیر و فراموش نشدنی را در این زندگی پر هیاهو، برایتان خواهد ساخت که مثل یک ‏خواب یا یک رویا برایتان جذاب است. خطا است اگر بگویم فقط به نیت استفاده از آبگرم فلکده راهی این سفر یک روزه شوید، زیرا مسیر آنقدر ‏زیباست که بخشی از مقصد به حساب می آید.





نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

چرا برخی از کودکان لکنت زبان می گیرند؟

غرق شدن در گرداب فضای مجازی به چه قیمتی؟!

خانه به دوشی بیماران ام اس/ سالانه 40 بیمار در آمل افزوده می شود

جای خالی تدبیر و مسئولیت در گردشگری های نوپدید مازندران

میراث خواران ، چابکتر از میراث داران

مشکل سوخت کشاورزی در بهشهر ؛ از کندی ثبت سامانه تا چاههای غیرمجاز

ساخت و سازهای افسار گسیخته در روستاهای رامسر، عامل توسعه یا نابودی؟

همیشه رد پای یک دوست در میان است!

هنجارشکنی در سد لفور تا بازداشت عاملین نابهنجاری

تور زیرزمینی در اعماق معدن/از دنیای رنگارنگ جنگل‌ تا جهان معادن

سایه بختک حاشیه نشینی بر سر نوشهر/ جلوی سیل مهاجرت را بگیرید!

مهارت در گوش دادن؛ راهکاری موثر برای برقراری ارتباطات با دیگران

موجی نو از سد معبرها؛ انتخاب سلیقه ای جمع آوری معابر عمومی در تنکابن!

فشار خون ، قاتل خاموش اما قابل کنترل

نشان یونسکو بر پیشانی هنرهای سنتی/ گلیمچه جهانی زیر پای دلالان

سرریز فاضلاب ها و مساله شنا در دریای خزر

کتب درسی و محیط زیستی که نیست

حال ناخوش واحدهای تولیدی در سوادکوه/ کارگرانی که بیکار شدند

دوران نوجوانی دختران چگونه می گذرد؟

توقف قطار گردشگری مازندران در ایستگاه مخالفت‌ها

هویت مازندران در محاصره حفر چاه های غیر مجاز/ گنجی در کار نیست

اعتیاد و عوامل موثر در آن

نوای «الغوث الغوث »در دیار علویان پیچید

امواج کشنده خزر در مسیر رام شدن

آزادی به شرط گلریزان/ نیازمندانی که یاری خیران را می طلبند

گنحینه هایی غریب در سپهر گردشگری مازندران

زنان در پی اثبات خود در دنیای مردانه؟!

دامداری صنعتی مهمان ناخوانده روستای توبن!

قطع سالانه 50 هزار اصله درخت در مازندران/متهم تراشی جالب یک شورا

بودجه فرهنگی دانشگاه ها یا وعده های سرخرمن؟!

جای خالی بهار نارنج در سپهر گردشگری مازندران

خزر؛ فاضلاب شده است؟!

سر چشمه احساس ناامنی اجتماعی زنان در جامعه کجاست؟

نقش حجاب در امنیت و آرامش روانی

دام هایی که می گویند هست اما نیست!

زخمِ نگرش های غلط بر پیکر بیماران خاص

بازگشت خاموش برندهای تقلبی خارجی به مازندران

کارگران مشغول کار نیستند/ زخم «خصولتی» بر اندام نساجی و خزر خز

همیشه پای یک انسان در میان است

«ورف چال»؛ تجربه 600 ساله مدیریت روستایی

بلوغ شورا، شاید وقتی دیگر

جنب و جوش آبزی پروری مازندران در سیلاب بهاری

سیل، سیل است چه فرقی می‌کند...

پرواز دوباره زنبورداری ییلاقی در مازندران از خاکستر سیل

جادوی رنگ ها در « مرداب هسل»

مزرعه ای هزاررنگ در اتاق چندمتری/ جشنواره صیفی جات در تنکابن

سدهای مازندران نمی شکند/ سرریز شدن سدها و پایان خشکی تالاب

مجمه وری ؛ جشن متفاوت برای میلاد عدالت

دعا سپری محکم در برابر سیل مشکلات

ضرورت شناسایی کانون های بحرانی سیل در غرب مازندران