پیام مازند

آخرين مطالب

یادداشت:

هیچ روزی تکرار دیروز نیست مقالات

هیچ روزی تکرار دیروز نیست

  بزرگنمايي:

پیام مازند - شاید اگر می توانستیم به پنجاه سال قبل تر از این سفر کنیم و گذری از کوچه های ساری داشته باشیم، سمفونی ممتدی از آواز زیبای پرندگان را به گوش دل می شنیدیم اما اگر همین فردا صبح عزم خودمان را جزم کنیم و سری به بافت بجای مانده از روزگاران قدیم ساری بزنیم، این آوازها را غیر ممتد و مملو از سکوت های طولانی و با شدت بسیار کمتری نسبت به پنجاه سال قبل خواهیم شنید.
به گزارش ایسنا مازندران، با تخریب خانه های حیاط دار و با صفای قدیمی و ساخت آپارتمان های ناخوش احوال، دیگر مجالی برای آواز پرندگان، در شهرمان باقی نگذاشته ایم و با عزمی راسخ گام در مسیر نابودی نشاط فردی و اجتماعی مان نهادیم.حالا شاید هر دویست قدمی که برمی داریم هنوز یک خانه قاجاری کهن سال مانده باشد که مادرانه پناهِ پرنده های محله شده است.
خانه ای با صفا که حوضی از آب برای نوشیدن، درختی نارنج برای آواز خواندن، ایوانی برای زیستن و سقفی سفال به سر برای پناه گرفتن داشته باشد. مردمان پیش از ما به همین سادگی از خانه خود باغِ بهشت می ساختند، آواز ناب آسمانی می شنیدند و میزبان نجوای آزادی می شدند. کسی چی می داند؟ شاید هم زیستی با همان درخت ها و پرنده ها یادآور دوران نیکی می بود که پیش از حضور بر روی دنیای خاکی دیده اند.
اگر پرستوی مهاجری لانه ای در خانه شان می ساخت، صاحب خانه حق تخریب لانه پرنده را به خود نمی داد تا زمانی که قصد تخریب کل خانه را داشته باشد. پرنده حرمت داشت و حریم باور داشتند که اگر فردی آشیانه پرنده ای را نابود کند، آشیانه خودش نابود خواهد شد.
حال که تکنولوژی، روزگارمان را به اصطلاح مدرن ساخته، معنای نابودی آشیانه را بهتر درک می کنیم. خانه هایی که دیگر نه فقط حیاط بلکه حیاتی در آن جاری نیست و تا جایی که زورمان برسد بلند مرتبه تر می سازیم تا مانعی سخت تر برای پرواز پرنده های شهرمان بشویم.
اجداد ما حضور پرنده ها را برکتی برای خانه شان می دانستند. حضور پرنده در خانه و تاثیرش در رشد مطلوب درخت، در نهایت زمینه ی آرامش اهل خانه را فراهم می ساخت پس نیاز به حضور پرندگان در خانه نیازی کاملا متقابل میان انسان و پرنده بود.
زمانی که پرنده «یا کریم» هر از چند گاهی آوازی از خود سر می داد اهالی خانه آن اصوات را "یا کریم" و " یارحیم" می شنیدند. اگر پرستوی مهاجری را می دیدند، آن را نویدی از بهار می پنداشتند و اگر گنجشک ها با طلوع خورشید، ترانه های صبح گاهی خود را می خواندند امید را در دل مردم شهر زنده می ساختند.
دانه ای که مادر خانه از ته مانده غذا برای آن ها پخش می کرد حال خوش را در فضای خانه می پراکند و کودک خانه مهر به طبیعت را زندگی می کرد. آواز و " چهچه" بلبل که به عنوان تک خوانِ سمفونی با شکوه پرندگان به گوش می رسید، زیبایی زندگی را در گوش اهالی شهر من یادآور می شد.
اگر از پدربزرگ و مادربزرگ هامان بپرسیم به ما خواهند گفت که چه قاب های زیبایی از پرنده سینه سرخ و کبوتر چاهی در حیاط و محله های قدیمی شهرمان « ساری» دیده اند که ما دیگر نمی بینیم. به ما خواهند گفت که اصوات رمزگونه کلاغ زاغی چگونه از باران برایمان خبر می آورد.
خلاصه بگویم که هیچ روزی تکرار دیروزش نبود و هر روز رنگ و صدای مخصوص به خودش را داشت و زمان بعد مهمی از حیات خانه بود.
دوست اندیشمندی می گفت : می دانی چرا پرنده ها نماد صلح و آرامش اند؟ چون با کوچک ترین سر و صدا و تهدیدی پرواز و به نقطه امنی کوچ می کنند.
نیک میگفت: ما اجداد بسیاری از آن ها را به نقطه امن فراری دادیم و صدای ناجوانمردانه بوق و اگزوز ماشین ها و موتورسیکلت ها را برای خودمان به ارمغان آوردیم. آواز دسته جمعی جیرجیرک ها را خاموش ساختیم و صدای مرموز خنک کننده های صنعتی را جایگرین آن کردیم.
امروز پای پرنده هامان را از شهر قلم می کنیم و بدین گونه بال های آرامش فردامان را خواهیم چید. روزی نوبت به خودمان خواهد رسید و درست از زمانی که میان خودمان و طبیعت فاصله چیدیم، شروع به نابودی خودمان کردیم.
شاید از فردا با دقت بیشتری صدای کوچه هامان را گوش کنیم و بیشتر در حسرت آواز بافت قدیم ساری بمانیم که دیگر بقول نیما *دارد می سپارد جان*
همین حالا که این یادداشت را می نویسم گنجشکی بر روی سقف سفالی همسایه مان آواز امید برایم می خواند تا باورم شود که اگر همه مان دست همت دهیم و اندکی بیشتر در میراث گذشتگان مان تفکر کنیم، شاید بتوانیم حیاتی نو و سرزنده در روح شهرمان ساری بدمیم.
بخشی از پژوهش های این گزارش از استاد علی برزگر، که بخش کوچکی از اندوخته های سال های متمادی پژوهش ایشان در حوزه مردم شناسی است که اگر دست یاری به سوی فرهیختگان دغدغه مند و متفکر شهرمان دراز کنیم، می توانیم شهری شکوهمند در میان شهرهای ایران و حتی جهان داشته باشیم .
نگارنده: محمد شانچی
عکاس: مصطفی شانچی
انتهای پیام





نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

بوم گردی مازندران نامش را یدک می کشد؟!

نابودی سرمایه ملی به چه قیمتی؟

پیامدهای ثبت جهانی جنگل‌های هیرکانی در یونسکو

مازندران؛ 126 روز پس از سیل!

"مارکوه" فلک الافلاک شمال

سفر به خانه نیما از گذر گاه البرز

بافت تاریخی رامسر زیر چرخ کامیون ها/ ناکامی رینگ شهری

درد را از هر طرف بخوانی درد است!

رنگ زمانه بر نام‌ها

شیدایی روستاییان مازندران در زیرسایه خورشید

چورت، تابلوی خلاقیت طبیعت در قاب دریاچه

مات و مبهوت گرانی کاغذ شدیم!

مصرف برق مجانی در ویلاهای غیرمجاز غرب مازندران

حمل و نقل بین المللی مازندران روی کاغذ/ خوش رکاب ها صوری شدند

ابهامات مالی ؛ مجهول جدید در معادلات باشگاه نساجی

زباله هایی که در دریا و جنگل رها می‌شود/ فرجام مبهم زباله سوزها

هیچ روزی تکرار دیروز نیست

این طلای دردسر ساز!

حرکت پرشتاب برای تداوم توسعه استان ها

آژیرخطر برای جنگل های هیرکانی به صدا در آمد!

سه شنبه هایی که مردمی نیست/ دورهمی مدیران با جلسات تکراری

تداوم کمک رسانی به سیل زدگان تا رفع مشکلات

مدیریت پسماند مازندران ، گزینه همیشه روی میز

چرخ‌های سفالگری جویبار از حرکت ایستاد/ خام فروشی در صنایع دستی

آرزوی خانه دار شدن؛ پر!

چگونه ذهنی آرام داشته باشیم؟

آب در پشت سدها و شالیزارهای تشنه در شرق مازندران

لایروبی رودخانه های شرق مازندران شاید وقتی دیگر

تعیین هوشمند مقصد سفر به جای گرفتاری 15 ساعته در ترافیک شمال

چرا بر طبل جدایی رامسر از مازندران می کوبند؟

جشنواره مدل موی ایرانی در آرایشگاه‌های شهرستان نور

توهم پرآبی

رهاسازی فاضلاب خانگی، زخم ناسور چهره شهری مازندران

وقت‌کشی در عقب‌گرد از ساحل/ روند آزادسازی حریم دریا کند است

مروارید جنگل های نکا در رویای ثبت ملی/گردش مالی 10 میلیاردی تمشک

گذر از تابستان داغ با مدیریت مصرف انرژی

آتش فقر امکانات بر جان مهم ترین ذخیرگاه طبیعی زیست کره ایران

کشاورزی مازندران زیر تیغ بی توجهی مسئولان/ پاشنه اقتصاد ایران روی صنعت کشاورزی نمی چرخد!

چند درصد جمعیت مازندران سیگاری هستند؟

ارجاع به مطب؛ نسخه بیمارستانی برخی از پزشکان مازندران

این جاده‌ها به مقصد نمی‌رسند

طرح مازندران پاک در کش‌وقوس برداشت‌های اداری

چرا برخی از کودکان لکنت زبان می گیرند؟

غرق شدن در گرداب فضای مجازی به چه قیمتی؟!

خانه به دوشی بیماران ام اس/ سالانه 40 بیمار در آمل افزوده می شود

جای خالی تدبیر و مسئولیت در گردشگری های نوپدید مازندران

میراث خواران ، چابکتر از میراث داران

مشکل سوخت کشاورزی در بهشهر ؛ از کندی ثبت سامانه تا چاههای غیرمجاز

ساخت و سازهای افسار گسیخته در روستاهای رامسر، عامل توسعه یا نابودی؟

همیشه رد پای یک دوست در میان است!